دیشب با بابایی رفتیم سونو و دیدیمت. چشماش پر از ذوق بود. باورت میشه داشتم به خودم میبالیدم برای داشتنش.
برچسب: نویسنده: یگانه شاکری تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:06